Thursday، November 20، 2003
مي دوني بدترين جفاي بشر در حق خودش چي بوده؟ من ميدونم. اين كه اين قدر قربون خدا رفته و ازش تشكر كرده و گفته تو خوبي تو ماهي خيلي مهربوني اگه تورو نداشتم چه خاكي به سرم ميريختم و... كه خدا فهميده (اون باهوشه خيلي) كه ديگه لازم نيست در حق بشر دل بسوزونه. همين قدرم كه رو خلقتش كار كرده كافيشه و از سرشم زياده! ديگه نه جواب كسيو ميده، نه به دل كسي را مياد.
من ازين هوا دلم ميگيره. فلج ميشم. نه ميتونم كار مفيد بكنم نه حتي علافي كيف دار. ولي چه ميشه كرد جز غر زدن. اون بالا كسي نيست.
Comments:
ارسال يک نظر
