چهارشنبه، آبان ۲۹، ۱۳۸۷


آخر چه کسی است که دلتنگ شهرش نمیشود؟
بوی شهرش،
رنگ شهرش،
حال و هوای شهرش،
روزهای زندگی در شهرش،
آن دلگیری ملس دوخته با تار و پود شهرش،
روزهایش...
روزهای خود خودش...
مردم شهرش،
تحمل آنچه نیست در شهرش فقط برای این که شهر خودش است،
و آن حس خوب هر اتفاق خوب در شهرش.


من نیستم.


مگر میشود آن حس تعلق داشتن را گم کرد؟
و برای یک عمر نداشتنش برنامه ریخت؟


نمیشود.





۴ نظر:

داش علی گفت...

در نتیجه ؟ ;) :D

کویریات گفت...

خوب در صورتی که آدم خیلی وابستگی ذهنی و خاطره ای نداشته باشه میشه... ولی من نمی تونم!

ice tea گفت...

خیلی قشنگ بود !
خیلی !
چرا نمی شود !؟!؟
خیلی دور شو !
بعد از یه مدت عادی میشود !!!

EternallyeExceptional گفت...

chera dige neminevisi khoshgele?