--> <Mahtab's Blog>

Sunday، February 15، 2004


امروز بعد از 3 ساعت رانندگي بي وقفه به اين نتيجه رسيدم كه آدم ها 3 دسته اند.
يكي مثل اون دختره كه اول خيلي آروم زدم بهش.بدون اينكه خودشو ناراحت كنه تو آينه نگاه كرد.بهش لبخند زدم، بهم لبخند زد و با هم دوست شديم.راه كه باز شد از كنار هم رد شديم.اين دسته آدمها ريلكس نام دارند.
يه دسته ديگه مثل اون آقا بداخلاقه كه تا زدم به سپرش پياده شد و با عصبانيت پرسيد خانوم حواست كجاست و وقتي جواب ندادم نفهميد بلد نيستم جوابشو ، فكر كرد دارم پرويي ميكنم و عصباني تر شد.اگه بقيه بوق نميزدن براش و مجبور نمي شد بره شايد سكته كرده بود تا حالا.به اينها مي گن آدم هاي عصبي.
دسته آخر مثل اون پسر آخري هستند كه به آينش خوردم،محكم. پنجره و كه كشيد پايين گفت:اگه خودمو تو آينه نديده بودم فكر مي كردم خوش تيپم كه اين طوري نگام مي كني.حواست كجاست دخترك؟ ازش پرسيدم مدرس شمال چه طوري برم؟ خنديد و فكر كرد فهميده من حواسم كجا بوده.وقتي چراغ سبز شد .داد زد :Ladies First .اين دسته آدم ها ، آدمهاي الكي خوش هستند.
خوشبختانه بعدش رسيدم خونه.و گر نه ممكن بود به دسته هاي عجيب تري برخورد كنم؛)


Comments:
دسته بندی جالبی بید به خصوص دسته سوم. شاید هم به جای الکی خوش باید بگی نیمه فرصت طلب و پرو!
 
ارسال يک نظر


This page is powered by Blogger. Isn't yours?